پایگاه ارشد علوم دامی

اصلاح نژاد دام سبک (نژاد رومانف)

نویسنده : حسین واثقی دودران | تاریخ : 23:50 - یکشنبه نوزدهم مرداد 1393

اصلاح نژاد دام سبک (نژاد رومانف)

 


اساس پرورش گوسفند در ایران، مرتع می‌باشد، محدودیت استفاده از مراتع، موجب شده گوسفندداران  نتوانند برای افزایش درآمد، ظرفیت دامی خود را گسترش دهند. چرا که با افزایش تعداد دام در مرتع، آسیب‌های جدی به منابع ملی وارد خواهد شد، ضمن اینکه خشکسالی‌های چند سال اخیر، از دامنه مراتع و علوفه استحصالی نیز کاسته و این امر، باعث حذف بخشی از دام مولد به دلیل عدم توانایی تامین علوفه مورد نیاز ، توسط دامداران شده است.

راندمان پایین نژادهای داخلی، تلفات سنگین به دليل سنتی بودن و واردات دام‌های آلوده از مبادی غیر قانونی ، عدم بی‌ثباتی اقتصادی به دلیل سیاست‌های غلط واردات گوشت قرمز و قاچاق دام ومشکلات کارگری و ... باعث بالا رفتن ریسک گوسفنداری و پایین بودن حاشیه سود آن و در نتیجه، کم رنگ شدن این فعالیت طی سالیان اخیر شده است.

لذا به نظر می رسد برای توسعه صنعت گوسفندداري بدون افزایش بی رویه تعداد دام به دلیل مشکلاتی که در بالا به آنها اشاره گردید ، لازم است تمهیدات بنیادی و کاربردی اندیشید، تمهيداتي چون:

1-     افزایش توان تولیدی نژادهای داخلی با استفاده از برنامه های اصلاحی

2-     استفاده از نژادهای برتر و سازگار با شرایط کشور

3-      توسعه صنعتی و مکانیزه گوسفنداری

در سیستم بسته و صنعتی می‌توان تعداد نامحدودی دام در واحد سطح پرورش داد، بدون اینکه تاثیری بر مراتع داشته باشد ضمن اینکه با کاهش هزینه‌های سربار، حاشیه سود نیز افزایش خواهد یافت. ولی باید توجه داشت نگهداری در سیستم بسته؛ یعنی افزایش خوراک مصرفی، قطعاً باید نژادی را انتخاب کرد که با تولید خود ، توانایی برگشت این هزینه‌ها را داشته باشد.طی چند سال اخیر، نژاد رومانوف به عنوان یک گوسفند شاخص وارد کشور گردیده و تب استفاده از این نژاد و تولید آمیخته‌های آن در حال گسترش است. در ادامه با پرداختن به خصوصیات این نژاد و تاثیرات آن بر صنعت گوسفنداری کشور می‌پردازیم.

نژاد رومانوف

رومانوف نام نژادی از گوسفند در روسيه است. محبوبیت این نژاد ، خیلی سریع باعث گسترش آن به آلمان و فرانسه و سپس كاندا گردید.

خصوصیاتی كه باعث محبوبیت رومانوف گردید

عملکرد تولید مثلی برتر، بلوغ زودرس، چند قلوزایی و توانایی بسیار بالای مادری کردن برای بره‌ها و... از عمده عوامل انحصاری بودن این نژاد است. این نژاد در تمامی طول سال، توانایی جفت‌گیری را دارد. فاصله بین بره‌زایی‌ها ، 8 ماه می‌باشد که در این صورت، توانایی زایش سه بار در طول دوسال را داراست و با در نظر گرفتن حداقل 270% بره‌زایی در هر بار زایش، انتظار 8 تا9 راس بره برای یک میش در طی این دوسال کاملا امری طبیعی است، که در خوش‌بینانه‌ترین حالت، بره‌زایی نژادهای داخلی بطور میانگین حداکثر 3 راس است.

لذا منطقی است با ایجاد یک برنامه هدفمند و کنترل شده، این نژاد را بعنوان مکمل نژادهای داخلی برای جبران کسورات تولیدی آنها ، به شکل‌های علمی وارد چرخه گوسفنداری کشور کرد.البته باید اشاره کرد استفاده از این نژاد همانند سایر خویشاوندان خود ، به دلیل توانایی چرای بالایی که دارد براحتی ، با رعایت شرایط مورد نیاز این دام قابلیت استفاده از مراتع را نیز می‌تواند داشته باشد که این امر باعث کاهش قیمت تمام شده این فعالیت خواهد شد.

گسترش این دام باید زیر نظر مرکز اصلاح نژاد کشورو به دو طریق صورت گیرد:

ـ واردات مستقیم نژادهای خالص و گسترش آن  در مناطق مختلف، با توجه به عادت دهی و سازگاری ، با هر منطقه

ـ جایگزینی تدریجی نژادهای داخلی از طریق آمیخته‌گری با نرهای خالص رومانف به عنوان پایه پدری و نژادهای داخلی به عنوان پایه مادری به روش Back-cross تا تثبیت نژاد

باید توجه داشت گسترش این نژاد در کشور در صورتی که کنترلی بر آن نباشد می تواند تهدیدی برای نژادهای داخلی محسوب شده و نه تنها هدف اصلی استفاده از آن را با چالش مواجه کند بلکه حتی باعث برعکس شدن رویه نیز خواهد شد. برخی از دامداران برای افزایش توان تولیدی خود اقدام به آمیخته‌گری این نژاد با نژادهای بومی کرده‌اند که به دلیل غیرعلمی بودن این فعالیت‌ها و عدم آگاهی دامدار می‌تواند در طول چند نسل، عواقب ناخوشایندی را برای صنعت گوسفنداری کشور ایجاد كند و باعث از بین رفتن برخی ژن‌ها و خلوص ژنتیکی و یا برهم خوردن تعادل ژنتیکی شود.

در پایان با توجه به توضیحات فوق می‌توان نتیجه گرفت، استفاده ازنژادهایی  مانند رومانف، اگر با برنامه‌ریزی، مطالعات علمی و در نظر گرفتن شرایط کشور صورت گیرد قادر خواهد بود در کوتاه مدت، تولید در بخش گوسفنداری را متحول ساخته و علاوه بر ایجاد فعالیتی اقتصادی  و توجیه‌پذیر، از نابودی مراتع به دلیل، حضور بدون راندمان  دام‌های کم تولید نیز جلوگیری به عمل آورد.

 

منبع : ماهنامه  دام، کشت و صنعت

 


A HDA EWE READY TO LAMB


HDA 265U READY TO LAMB


HDA 446S READY TO LAMB

 

The Romanov is a breed of


remarkable prolificacy and


maternal strengths.

They originated in Russia and were first imported into Canada in the 1980's, then after a 5-year quarantine period were spread throughout North America.

Despite all North American Romanovs descending from relatively few animals they have retained exceptional hardiness, lamb vigor and productivity. The breed record is 9 live lambs born! The North American breed record is 7 live lambs born! The Romanov is a genetically pure breed, distinct from British and American breeds.Purebred Romanovs are not for the beginning sheep producer, as they require a high level of management and special care around lambing time. Another extraordinary feature of the breed is hardiness, lamb vigor and lamb survival. The lambs are easily born due to fine bone structure and relatively light birth weights. They are generally up, active and nursing within minutes of birth. They will share concentrate and hay with their mothers while still in the claiming pens.Romanov carcasses remain lean as a large portion of their fat is laid down internally. Purebreds finish at relatively light weights (80-100lbs) which makes them ideal for the rapidly expanding ethnic market. When bred to a terminal sire such as a Charollais the crossbred lambs grow rapidly, and grade very well. The Romanov is aseasonal and therefore an ideal breed to incorporate into an accelerated lambing system. Lambs reach sexual maturity at a very young age (as early as 3-4 months). Early weaning at 8-10 weeks must be a part or your management with this breed. Rams are aggressive breeders and will remain fertile and active all year long. Rams that do not make breeding quality are sold as vasectomized teasers - a Romanov will be the most effective teaser you've ever owned!

Purebred Romanov ewes do require a high level of management from the producer, however the real moneymakers are the Romanov - X ewes. ½ Romanovs retain much of the productivity and prolificacy (triplets are normal, quads common) but produce offspring with improved carcass qualities. The ¼ Romanov ewes are the perfect match for the beginner or low-input commercial lamb producer. These ewes will lamb and raise a 235-245% lamb crop with virtually no assistance.

 

It does not take much of the
exceptional Romanov genetics
to improve productivity in your flock!

اطلاعات بیشتر:

 

اهمیت امنیت غذایی یک کشور از امنیت نظامی آن کمتر نیست. همه دولت‎ها برای تامین غذای جامعه خود حداکثر تلاش را دارند و با مستحکم نمودن زیرساخت‌های تولید غذا، به فکر تغذیه سالم، کامل، پایدار و ارزان مردم خود هستند و برای نیل به این هدف هر کشوری برنامه‌ریزی و دورنمای مخصوص به خود را طراحی نموده و نکته به نکته به اجرای ان اهمیت می‌دهد.

 

  یک روش مهم حمایت از دامداری و دامپروی، مراقبت از ذخایر ژنتیکی بومی با راندمان عالی و نیز استفاده از ذخایر ژنتیکی سایر کشورها از طریق واردات و بومی‌سازی آن طی چندین سال مطالعه و کار عملی و علمی  است. قبل از انقلاب اسلامی واردات گاو نژاد دو منظوره هولشتاین یا گوسفند نژاد اواسی باعث تحولات شگرفی در توسعه دامپروری کشور گردید اما طی چند دهه گذشته سازمان دامپزشکی بر اساس یک سیاست انقباضی و غیر علمی، واردات هر گونه دام زنده را به کشور ممنوع نمود و این عمل باعث شد که هیچ مؤسسه‌ای اعم از تولیدی یا تحقیقاتی فرصت واردات ژن‎های جدید خارجی را نداشته باشد و با بسته بودن مرزها ذخایر ژنی یا دام های مولد رفته رفته از بین رفت و امکان به‎گزینی هم فراهم نگردید و در نهایت غذای کشور کم شد! و به یکباره مثل فروپاشی شوروی مجبور شدیم برای تأمین غذا مرزها را باز نگه داریم و این بلا سرمان آمد.

جالب این جاست که بعد از این بحران به بهانه ورود تب برفکی که همه می دانیم مقصر ردیف اول ظهور مجدد یا ورود آن به کشور متولیان ورود دام می‌باشند به دلیل عدم دقت در انتخاب کشورهای مبدأ برای واردات و کنترل مرزها و به ناچار و با عجله به همان سیاست بستن مرزها و بسنده نمودن به نژادهای کم بازده بومی و ژن‎های فرسوده مثل گوسفند ریزه میزه زل یا توده کم شیر سرابی و غیره بازگشتیم.

دو راهکار کوتاه مدت و بلند مدت برای برون رفت از این بحران به نظر می‌رسد. در کوتاه مدت باید با انتخاب کشورهای مبدأ عاری از تب برفکی که به تأیید OIE رسیده جهت واردات و سپردن تصدی‌گری‌ها به شرکت‎های متخصص و پاسخگو بتوانیم غذای مردم را تأمین کنیم که این مهم‎تر از هر چیزی است. در دراز مدت با ترسیم یک افق دور نژادهای خوب و پربازده را وارد کنیم و بعد از بومی سازی آن‌ها زیر ساخت تولید غذا را به یک حد مطمئن  برسانیم.

در این راستا گوسفند نژاد رومانوف Romanov  را به عنوان نمونه خوب معرفی می نمایم که با واردات ان تحول و انقلابی در پرواربندی گوسفند ایجاد می شود.

 

این گوسفند از دره ولگا در شمال غربی مسکو بوده و یک نژادخالص است. کلمه رومانوف از خانواده سلطنتی رومانوف در روسیه گرفته شده است. این نژاد در قرن 18 مورد توجه قرار گرفت و سپس به آلمان و فرانسه منتقل گردید. در سال 1986 دولت کانادا با واردات 14 رأس میش و 4 رأس قوچ این نژاد را وارد و بمدت 5 سال تحقیقات روی آن انجام داد. در ایالات متحده هم مرکز تحقیقات مخصوص رومانوف وجود دارد.

   این گوسفند را ماشین تولید بره می‎نامند. اکثر نژادهای گوسفندان تک قلو یا حداکثر در اثر اعمال مدیریت تغذیه و عمل فلاشینگ درصدی از گله دوقلوزایی دارند ولی در مورد گوسفند نژاد رومانوف چهارقلو ،پنج قلو و حتی شش قلوزایی نرمال است. در امریکا به رکورد 9 قلوزایی هم رسیده‎اند. برخی از منابع روسی تعداد بره را 3 الی 5 می‎گویند. این گوسفند یک شگفتی در رسیدن به بلوغ جنسی است. در 3 ماهگی قوچ و میش ها، بارور هستند و در تمام ماه های سال جفت‌گیری می‌کند. برخلاف نژادهای دیگر که جفت‎گیری فصلی دارند این قابلیت جفت گیری خارج از فصل به همراه چند قلوزایی، راندمان رومانوف را بالا می‌برد. هر 8 ماه یک بار بره زایی اتفاق می‎‌افتد. یعنی در طول 2 سال این حیوان 3 بار زایمان می‌کند که هر دفعه 3 تا 5 یا 6 بره به دنیا می‌آورد. این گوسفند یک نژاد گوشتی بوده که پشم خوبی هم دارد. ضمناً mothering یا قبول نمودن بره‎هایش هم عالی است. وزن قوچ این نژاد 175 الی 240 پوند و وزن میش به 135 الی 160 پوند می‎رسد و بازده لاشه بالای 65 درصد است.

منبع: دکتر مجتبی مرتضوی


معرفی سایت:

http://www.sheepusa.org/Home

 


دسته بندی :


 

تلقيـح در زمان ثابت

نویسنده : حسین واثقی دودران | تاریخ : 17:56 - شنبه چهارم مرداد 1393

تلقيـح در زمان ثابت

 

در سالهای اخیر صنعت دامداری در کشور ما توسعه چشمگیری داشته است، همچنین به علت آشنایی روز افزون مردم با فواید مصرف شیر، میزان مصرف آن در حال رشد و رو به افزایش است.

بهبود ژنتیکی عملکرد هر گاو شیرده و افزایش تعداد گاو مولد از روش های مهم افزایش سطح تولید شیر می باشند.

برای این منظور صفات اقتصادی گاوهای شیری را می توان به دو گروه صفات تولیدی و صفاتی که به طور غیرمستقیم بر بازده اقتصادی گاو شیری تاثیر دارند، تقسیم بندی نمود که از مهمترین این صفات می توان به صفات تولیدمثلی اشاره کرد.

کارایی تولیدمثلی [1] درگله هاي گاوشیري با تلقیح گاوها در مدت کوتاهی پس از پایان دوره انتظار اختیاري[2] افزایش می یابد، دلیل این امر بهبود میزان آبستنی به دنبال اولین تلقیح، افزایش میزان زنده مانی جنین و رویان و تلقیح مجدد گاوهاي غیرآبستن می باشد.

 میزان آبستنی به وسیله دو فاکتورمیزان فحل یابی و میزان گیرایی محاسبه می شود.

به نظر می رسد افزایش میزان فحل یابی روش آسان تري براي افزایش میزان آبستنی باشد.

عواملي نظير كوتاه بودن زمان بروز علائم فحلي در گاو، پايين بودن درصد دامهاي فحل در گله (50-30 درصد) ، دوره طولاني آنستروس و وقوع فحلي هاي خاموش در مرحله پس از زايش بر ميزان فحل يابي گله تاثير سوء دارند، بطوريكه از يك طرف تنها 50 درصد فحلي ها تشخيص داده شده و از طرف ديگر30-5 درصد دام ها در زمان نامناسب تلقيح مي شوند.

با توجه به موارد فوق ظاهرا ًپايين بودن ضريب فحل يابي بويژه در دامداری های صنعتي بزرگ، مي تواند به عنوان عامل مهمی در افزايش روزهاي باز پس از زايش به حساب آيد، براي افزايش ميزان فحل يابي، حداقل سه بار مشاهده روزانه لازم و ضروري است.

از آنجائيكه سه بار مشاهده روزانه براي تشخيص فحلي وقت گير می باشد، تلقيح در زمان ثابت (TAI) ابداع شده است.

تلقيـح در زمان ثابت مستلزم همـزماني فحلي با تـراكم ظهور علائم آن و همـزماني تخمك‌گذاري مي‌باشد.

بنابراین با استفاده از برنامه های همزمان سازی فحلی یا تخمک گذاری و به کار بردن فحل یابی مناسب در گله می توان عملكرد توليدمثلي گاوهاي شيري را بهبود بخشید.

هنگامی که پروتکل هاي TAI در مرحله خاصی از سیکل فحلی آغاز شوند، مؤثرترند.گاوهایی که به دنبال اولین تلقیح، غیر آبستن گزارش شده اند باید براي حفظ کارایی تولیدمثلی در زمان مناسبی تلقیح شوند. بنابراین پروتکل هایی براي همزمانی مجدد تخمک گذاري و TAI لازم است ، البته بازهم باید به مرحله سیکل فحلی توجه شود.

یک روش براي تشخیص مرحله سیکل فحلی در زمان شروع پروتکل همزمان سازي مجدد، ارزیابی ساختارهاي تخمدانی ورحمی در زمان تشخیص منفی آبستنی است.

تشخیص مرحله سیکل فحلی می تواند با استفاده ازمعاینه رکتال و اولتراسونوگرافی از دستگاه تولیدمثلی انجام شود.

از ویژگی های این روش، امکان تشخیص زودهنگام آبستنی از روز 28 و دقت بسیار زیاد آن می باشد. گاهی نیز می توان مشکلات آبستنی و یا مرگ و میر رویان و سایر خصوصیات مربوط به گاو از قبیل وضعیت تخمدانی، وضعیت رحم، عفونی بودن رحم و سایر موارد را تشخیص داد.

با استفاده از اولتراسونوگرافی در روز 30 پس از تلقیح می توان در زمان کمتری به آبستنی یا عدم آبستنی پی برد و تشخیص داد که گاو در چه زمانی آماده تلقیح می باشد تا مامور تلقیح بدون تردید گاو را تلقیح کند.

هر چند کاربرد اولتراسونوگرافی برای ارزیابی ناهنجاری تولیدمثلی افزایش یافته، اما نیازمندی آن به هزینه ی بالا و مهارت، کاربرد آن را در گاوداری های معمولی محدود کرده است.

پتانسیل همزمانی تخمک گذاري و TAI براي بهبود تولیدمثل می تواند به وسیله دستکاري استراتژیک و فحلی مجدد درگاو شیري  یا گوشتی افزایش یابد.

بنابراین از تلقیح در زمان ثابت[3] به دنبال پروتکل های همزمانی تخمک گذاری، به عنوان یک روش رایج برای مدیریت تولیدمثل درگله های گاو شیری استفاده می شود.

استفاده از این روش زمانی امکان پذیر است که تست آبستنی گاوها در اولین تلقیح  بعد از زایش منفی باشد.

 

 



[1] . Reproductive Performance

[2]. Voluntary Waiting Period

[3] . Time artificial insemination -TAI


دسته بندی :


 

هورمون eCG و اثرات آن روی فاکتورهای تولید مثلی بز

نویسنده : حسین واثقی دودران | تاریخ : 17:52 - شنبه چهارم مرداد 1393

 هورمون eCG و اثرات آن روی فاکتورهای تولید مثلی بز

 

یکی از مهمترین مشکلات در دامداری ها کم بودن بهره وری و ظرفیت تولید مثل است.

پیشرفت های انجام شده در زمینه افزایش بهره وری با بکار گیری روش های نوین در تولیدمثل گوسفند وبز و اصلاح راندمان تولیدمثل در جامعه سنتی پرورش دام کشور ناشناخته مانده و استفاده از آنها بسیار محدود می باشد.

برای افزایش صرفه اقتصادی در دامپروری لازم است درصد باروری و زایش در گله افزایش یابد.

برای دستیابی به هدف تولید بیشتر با صرف هزینه کمتر باید مدیریت پویا را با آخرین یافته های علمی و پژوهشی همراه نمود. بدون تردید برای ارتقای مدیریت تولیدمثل در گوسفند و بز باید از تمام فن آوری های نوین و امکانات موجود استفاده کرد و با دانستن عوامل موثر در تولیدمثل و با کاربرد روش های مناسب باعث افزایش بهره وری اقتصادی در این صنعت شد.

تولید مثل در بز تحت تاثیر چندین فاکتور نظیر ژنتیک و پتانسیل ژنتیکی، مرحله و نوع تغذیه، عوامل محیطی، طول روز یا پدیده فتوپریودیسم و سلامت دام و غیره است.

فعالیت دستگاه تولیدمثل دام ها تحت تاثیر هورمون ها نیز می باشد، بنابراین می توان با استفاده از هورمون های سنتتیک فرآیند تولیدمثل را در دام ها کنترل و ظرفیت تولیدمثل آنها را با استفاده از روش هایی مانند همزمان سازی فحلی، افزایش تخمک گذاری و تلقیح مصنوعی افزایش داد

 مطالعات صورت گرفته بر روی استفاده از GnRH به همراه هورمون گنادوتروپین سرم مادیان آبستن در نژاد های مختلف بر افزایش تخمک ریزی و چند قلوزایی تاکید داشته است.

 البته فاکتورهایی مانند دز eCG ، شیوه تزریق، نژاد، فصل مورد استفاده نیز موثرند. فاکتورهای بسیاری باروری را تحت تاثیر قرار می دهند که از جمله آنها می توان به روش جفتگیری، نوع فحلی (طبیعی یا کنترل شده)، سن دام، وزن بدن، نژاد، امتیاز وضعیت بدنی و عوامل محیطی شامل فصل، تغذیه و تنش ها اشاره نمود. تزریق هورمون آزادکننده گنادوتروپین[1] در طول فحلی ممکن است زمان اوولاسیون، نرخ باروری، نمو جسم زرد، ترشح پروژسترون و زنده مانی رویان را تحت تاثیر قرار دهد.

برای انجام کارهایی مثل انتقال جنین، تلقیح مصنوعی، سوپراوولاسیون، همزمان سازی فحلی و غیره از هورمون درمانی استفاده می شود که نتایج امیدبخشی را در پرورش گوسفند و بز برای دامدار فراهم نموده است. برای استفاده از این روش ها باید اقدام به همزمان سازی فحلی نمود.

. همزمان کردن فحلی در گوسفند و بز بیشتر به منظور کوتاه نمودن دوره زایش و همچنین تولید بره ها و بزغاله های هم سن است. برای همزمان کردن فحلی باید با تجویز هورمون ها فعالیت تخمدان ها را تحت تاثیر قرار داده و دام ها را به فحل شدن وادار نمود که در حال حاضر روش های متعددی در این زمینه استفاده می شود.

از روش های رایج همزمان سازی فحلی استفاده از سیدر و یا اسفنج  را می توان نام برد که به صورت تنها و یا ترکیبی با یک گنادوتروپین مورد استفاده قرار می گیرند.

گنادوتروپین مورد استفاده در برنامه های دوقلوزایی و سوپراوولاسیون معمولاً eCG است که از سرم مادیان آبستن تهیه می شود. یکی از مزایای آن دوام دراز مدت آن در خون می باشد که یک بار تزریق آن برای ایجاد دوقلوزایی و سوپراوولاسیون در دام کافی است.

تزریق eCG در زمان خارج کردن کردن اسفنج یا سیدر موجب آغاز فاز فولیکولی در دام های تحت تیمار خواهد شد سپس فولیکول ها توسعه یافته، تخمک ریزی رخ داده و فحلی بروز می کند.

یک محدودیت برای استفاده از eCG فعالیت بیولوزیکی طولانی مدت آن است که منجر به تولید ممتد فولیکول های آنترال و در نتیجه باعث تولید تعداد زیادی فولیکول های آترتیک (زمانی که دزهای تزریقی به منظور سوپراوولاسیون باشد)، می شود .

هدف اصلی تزریق هورمون eCG تکمیل همزمان سازی فحلی است.

به لحاظ اقتصادی تیمار با هورمون eCG ارزان بوده و به دلیل نیمه عمر طولانی آن فقط یک بار تزریق انجام می شود. البته استفاده از دزهای افراطی این هورمون اثرات نامطلوبی بر پروفیل هورمون های استروژن و پروژسترون خون، تخمک گذاری، باروری و قابلیت زنده ماندن رویان ها دارد. به منظور جلوگیری از این آثار زیان بار، هورمون eCG باید در دزهای مطلوب تزریق شود.


دسته بندی :


 

ELISA

نویسنده : حسین واثقی دودران | تاریخ : 10:55 - شنبه بیست و هشتم تیر 1393

آشنایی با تکنیک ها ی آزمایشگاهی

ELISA

 


روش الایزا (Enzyme Linked Immunosorbent Assay) یا ایمونوآسی، یک تکنیک بیوشیمیایی است که در تحقیقات ایمونولوژی به منظور بررسی وجود یک آنتی بادی یا آنتی ژن در نمونه های بیولوژیک مورد استفاده قرار می گیرد.

الایزا یک روش تشخیصی مهم در پزشکی و دامپزشکی محسوب می شود. همچنین از روش الایزا در بخش کنترل کیفیت در بسیاری از صنایع استفاده می شود


در روش الایزا آنتی ژن مورد مطالعه بر سطح یک میکروپلیت تثبیت می شود. سپس آنتی ژن اختصاصی به میکروپلیت افزوده می گردد. در این مرحله اتصال آنتی بادی به آنتی ژن انجام می شود. آنتی بادی به یک آنزیم متصل است، بنابر این افزودن سوبسترای آنزیم به میکروپلیت، منجر به یک واکنش رنگی می شود. شدت رنگ حاصل متناسب با غلظت آنتی بادی یا به عبارت بهتر متناسب با غلظت آنتی ژن در نمونه مورد مطالعه است. با استفاده از روش اسپکتروفتومتری، میتوان میزان جذب نوری محلول را اندازه گیری کرد و غلظت آنتی ژن را محاسبه نمود.

 

جهت کسب اطلاعات تکمیلی می توانید به سایت های زیر مراجعه فرمایید.

http://www.soleimani.us/elisa.html

http://www.parsehlab.com/index.php/2013-01-12-18-14-22/2013-01-12-15-38-22/80-2012-11-27-17-09-43

 


دسته بندی :
برچسب‌ها: بیوشیمی

 

الکتروفورز

نویسنده : حسین واثقی دودران | تاریخ : 10:54 - شنبه بیست و هشتم تیر 1393

آشنایی با تکنیک های آزمایشگاهی

الکتروفورز


به سبب اینکه بسیاری از ماکرومولکول های  های زیستی باردار هستند، می‌توان با استفاده از یک میدان الکتریکی، آنها را بر اساس خواص فیزیکی مانند شکل فضایی،وزن مولکولی و بار الکتریکی، تفکیک کرد.

روش های الکتروفورز مختلفی، برای تفکیک و مطالعه بیو مولکول ها اعم از اسیدهای نوکلئیک یا پروتئین ها ابداع شده است.

برخی از روشهای الکتروفورز رایج در آزمایشکاه ها بشرح زیر است:

الف) الکتروفورز روی کاغذ (PE) Paper Electrophoresis
ب) الکتروفورز در ژل آگارز (AGE) Agarose Gel Electrophoresis
ج) الکتروفورز روی استات سلولز (CAE) Cellulose Acetate Electrophoresis
د) الکتروفورز در ژل آکريل آميد (AGE) Acrylamid Gel Electrophoresis
ه) الکتروفورز در ژل نشاسته  Starch Gel Electrophoresis (


الکتروفورز در ژل کاربرد وسیعی دارد. در این روش از یک محیط نیمه جامد (ژل) به عنوان فاز ثابت استفاده می‌شود.

الکتروفورز در ژل پلی آکریل آمید ( PAGE) دارای قدرت تفکیک بسیار بالائی بوده و برای تفکیک پروتئین ها و اسیدهای نوکلئیک به کار گرفته می‌شود.

به منظور بررسی پروتئین ها با استفاده از PAGE، برای اینکه تفکیک فقط براساس وزن مولکولی انجام شود، به بافر ماده شیمیائی SDS (سدیم دو دسیل سولفات ) اضافه می‌شود.

SDS مولکول بزرگی با بار منفی می‌باشد. این ماده باعث واسرشت شدن پروتئین ها شده و به آنها متصل می‌شود.

به ازای هر دو اسید آمینه، یک مولکول SDS به پروتئین متصل می‌شود که باعث القاء بارمنفی متناسب با وزن مولکولی به پروتئین می‌شود. برای تفکیک اسیدهای نوکلئیک در صورت امکان از ژل آگارز استفاده می‌شود.

تهیه ژل مزبور به مراتب سریعتر وآسانتر از ژل پلی اکریل آمید بوده و هزینه کمتری را در بر می‌گیرد.. برای تفکیک قطعات کوچک DNA دو رشته‌ای و قطعات DNA تک رشته‌ای از ژل پلی اکریل آمید استفاده می‌شود. قدرت تفکیک ژل های مزبور ارتباط مستقیمی با غلظت آنها دارد.

 


دسته بندی :


 

چربی­ ها و تاثیرگذاری آن‌ها بر عملکرد تولید مثلی

نویسنده : حسین واثقی دودران | تاریخ : 10:42 - شنبه بیست و هشتم تیر 1393

چربی­ ها و تاثیرگذاری آن‌ها بر عملکرد تولید مثلی

 

چربی­ های مکمل جیره ­ای می­ توانند عملکرد تولیدمثلی را با تهیه­ ی انرژی و یا با تاثیرگذاری بر روندهای تولیدمثلی که غیروابسته به انرژی هستند، بهبود بخشند.

برای مثال افزایش موجودیت اسیدهای چرب پیش­ ساز، افزایش ترشح استروئیدها و آیکوزانوئیدها را ممکن می­ سازد که آن نیز می­ تواند با تغییر عملکرد تخمدان و رحم، نرخ آبستنی را تحت تاثیر قرار دهد.

در سطح سلول نیز اسیدهای چرب ممکن است تاثیر مستقیمی بر رونویسی ژن­ هایی داشته­ باشند که این ژن­ ها، پروتئین­ هایی را کد می­ کنند که برای وقایع تولیدمثلی ضروری­ هستند.  بهبودی مشاهده­ شده در عملکرد تولیدمثلی، احتمالا به سبب تاثیرات مکمل­ های چربی جیره­ ای بر هیپوفیز، تخمدان­ ها و رحم می­ باشد.

بعضی از این تاثیرات با تغییر نوع اسیدهای چرب تغییر خواهند کرد. به نظر می­ رسد اسیدهای چرب غیراشباع به­ ویژه اسیدهای چرب غیراشباع با چندین پیوند دوگانه، تاثیرات قابل توجه­ تری روی پاسخ­ های تولید مثلی نشخوارکنندگان دارند .

 

Santos, J. E. P., T. R. Bilby, W. W. Thatcher, C.R. Staples and F.T. Silvestre. 2008. Long chain fatty acids of diet as factors influencing reproduction in cattle. J. Reprod. Dom. Anim. 43: 23-30

 Mattos, R., C. R. Staples, W. W. Thatcher. 2000. Effects of dietary fatty acids on reproduction in ruminants. Rev. Reprod. 5: 38-45

 

 اسیدهای چرب و رشد و تکامل فولیکول

یکی از سازوکارهایی که ممکن است توسط آن تغذیه چربی ­ها روند تولید مثلی نشخوارکنندگان را بهبود بخشد با تاثیرگذاری بر رشد فولیکولی و تخمک­ ریزی است. لوسی و همکارانش دانه­ ی ذرت را با نمک کلسیم روغن پالم (CaLCFA[1]: 44% palmitic acid acid 5%, stearic acid 40%, oleic 9.5%, linoleic acid) جایگزین کردند.

مصرف  CaLCFA توسط گاوهای تازه ­زا شمار فولیکول­ های با اندازه متوسط (9-6 میلی­متر) را با گذشت 25 روز از زایمان و همچنین فولیکول­ های > 15 میلی­متر را در چرخه فحلی همزمان­ شده افزایش داد.

علاوه بر این قطر بزرگترین فولیکول در گاوهای مصرف کننده CaLCFA نسبت به گاوهای گروه شاهد بیشتر بود (2/18 میلی­متر در مقابل 4/12 میلی­متر).

استاپلس و تاچر  تاثیرات استفاده از مکمل چربی روی اندازه ­ی فولیکول را جمع­آ وری کردند . نتیجه این بود که  قطر فولیکول غالب 3/3 میلی­متر (حدود 23%) در گاوهایی که از مکمل چربی استفاده کردند بیشتر بود.

 

تاثیر مکمل چربی بر قطر فولیکول غالب تخمدانی گاوهای شیری

 

 

Staples, C. R. and W. W. Thatcher. 2005. Effects of fatty acids on reproduction of dairy cows. In: P. C. Garnsworthy, J. Wiseman (Eds), Recent Advances in Animal Nutrition. Nottingham University Press, Nottingham, UK. pp 229-256.

Lucy, M. C., C. R. Staples, F. M. Michel, W. W. Thatcher and D. J. Bolt. 1991. Effect of feeding calcium soaps to early postpartum dairy cows on plasma prostaglandin F2α, luteinizing hormone, and follicular growth. J. Dairy Sci. 74: 483-489.

 

اسیدهای چرب و کیفیت اووسیت

شایستگی اووسیت و جنین وابسته به ترکیب اسیدهای چرب است، خصوصا محتوای فسفولیپیدی دیواره­ ی سلولی نقش حیاتی در تکامل در طول  لقاح و بعد از آن را دارد

محتوای  لیپیدی اووسیت  نشخوارکنندگان بر اساس درصد وزنی دارای 50% تری اسیل­ گلیسرول، 20% فسفولیپید، 20% کلسترول و 10% اسیدهای چرب آزاد است.

تقریبا نیمی از ترکیب اسید چرب ساختار فسفولیپیدی اووسیت گوسفند به صورت اشباع است (47%) و اسیدهای چرب غیراشباع فقط 19% کل اسیدهای چرب ساختار فسفولیپیدی را تشکیل می ­دهند.

اسیدهای چرب پالمیتیک، اولئیک و استئاریک فراوان‌ترین اسیدهای چرب در تجزیه فسفولیپیدی اووسیت گوسفند هستند .

McEvoy, T. G., G. D. Coull, P. J. Broadbent, J. S. M. Hutchinson and B. K. Speake. 2000. Fatty acid composition of lipids in immature cattle, pig and sheep oocytes with intact zona pellucida. J. Reprod. Fertil. 118: 163-170

تغذیه چربی­ ها می­ تواند در کیفیت اووسیت­ ها و شایستگی تکاملی آن‌ها تاثیرگذار باشد.

زرون و همکاران گزارش کردند که شمار اووسیت‌های با کیفیت بالا در میش­ هایی که با PUFA (نمک کلسیمی اسیدهای چرب روغن ماهی) تغذیه شدند در مقایسه با گروه شاهد بالاتر بود (3/74 % در برابر 57 %).

 

Zeron, Y., D. Sklan and A. Arav. 2002. Effect of polyunsaturated fatty acid supplementation on biophysical parameters and chilling sensitivity of ewe oocytes. J. Mol. Reprod. Dev. 61: 271-278

 

همچنین غنی­ سازی جیره با PUFA نسبت اسیدهای چرب بلند زنجیره را در پلاسما و سلول­ های کومولوس این گوسفندان افزایش داد. هرچند، تغییر در ترکیب اسیدهای چرب اووسیت خیلی کم بود که بر این دلالت می­ کند که جذب PUFA توسط اووسیت انتخابی و خیلی تنظیم شده صورت می­ گیرد.



[1] Calcium salt of Long Chain Fatty Acid

 

 

 


دسته بندی :
برچسب‌ها: فیزیولوژی تولید مثل

 

فولیکول‌های تخمدانی کیستیک

نویسنده : حسین واثقی دودران | تاریخ : 19:14 - پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393

فولیکول‌های تخمدانی کیستیک

 

در طی چندین دهه گذشته، تولید شیر به ازای هر گاو شیری به دنبال انتخاب ژنتیکی، بهبود تغذیه و مدیریت گله افزایش پیدا کرده است. همزمان با این انتخاب برای مشخصه‌های تولیدی باروری گاوهای شیری به صورت معنی‌داری کاهش پیدا کرده است (Lucy, 2001; Butler, 2003).

عملکرد تولیدمثلی یک فاکتور مهم در تعیین سودآوری گله‌های شیری می‌باشد و اگر یک گاو هر ساله زایش یک گوساله داشته باشد از لحاظ اقتصادی سودمند خواهند بود (Hurin, 2003; Dijkhuizen, 1997). از این رو عملکرد تولیدمثلی دام‌ها یک نقش مهم در تصمیمات منجر به حذف دام ایفا می‌نماید. بنابراین یک عملکرد تولیدمثلی خوب بر دوره زندگی فعال گاو به صورت مثبت اثر می‌گذارد و نقش مهمی در اقتصاد گله‌های شیری دارا می‌باشد.

باروری یک پروسه پیچیده بوده و محصول نهایی آن تابعی از اثر متقابل و هماهنگ بسیاری از ارگان‌های بدن و از جمله بین غدد هیپوتالاموس – هیپوفیز – تخمدان و رحم می‌باشد.

هر فاکتوری که بر عملکرد یک یا تعداد بیشتری از ارگان‌ها تاثیر بگذارد و باعث اختلال شود بر نتیجه نهایی و کلی باروری اثر خواهد گذاشت(Lucy, 2001).

 کاهش باروری در گاوهای شیرده پر تولید احتمالا از تغییر در چندین مرحله متوالی در پروسه تولیدمثلی ناشی می‌شود و در مراحل ابتدایی رشد و توسعه فولیکول‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

حدود 50 درصد از جمعیت گله‌های شیری بلژیک به دلیل عمل ضعیف تخمدانی در طی اوایل دوره بعد زایش دچار مشکلات تولید مثلی شدند (Opsomer et al., 1998). این فعالیت به دلیل تاخیر در از سرگیری فعالیت چرخه‌ای تخمدان بعد از زایش بوده که روی باروری و آبستنی بعدی تاثیر داشته است

Thatcher and Wilcox, 1973; Shresta et al.,2004

 

یکی از مشکلات معمول تخمدان در طی دوره بعد زایش، تشکیل کیست به دلیل اشکال در تخمک‌ریزی می‌باشد(Laporte et al., 1994, Opsomer et al., 1998).

کیست تخمدانی یک بیماری است که با تاثیرات اندوکرینی باعث عدم باروری در گاوهای شیری شده و به وسیله دامپزشکان قابل تشخیص است.

 

گزارش نمودند 12 تا 14 % گاوها دارای مشکلات باروری مبتلا به کیست تخمدانی بودند.

Zemjanis    معاینه پس از زایش حدود 21000 راس گاو شیری، وقوع کیست‌های تخمدانی را 7/5 % گزارش نمود.

این عارضه از طریق افزایش فاصله دو زایش، کاهش تعداد زایش در گاوهای مبتلا، افزایش حذف گاوها بعلت ناباروری و کاهش تولید و افزایش هزینه‌های مدیریتی و دامپزشکی خسارات مالی به دامپروری وارد می‌سازد.

این خسارات در ایالات متحده آمریکا تا 5/2 دلار  Batlet et al., 1986    ودر انگلستان 3 پوند (Maff ,1984) به ازاء هر گاو و برای هر روز اضافی ابتلا به بیماری برآورد شده است.

نام‌های کیست تخمدانی، دژنره شدن کیستیک تخمدان یا گاو کیستی برای توصیف بیماری بکار گرفته شده‌اند. کیست‌های فولیکولی و کیست‌های لوتئال اشکال اختصاصی این عارضه هستند.

امروزه در گاوداری‌های پیشرفته با اجرای برنامه‌های بهداشتی در گله‌های شیری و نیز معاینات مکرر دستگاه تولیدمثلی و درمان به موقع، کیست‌ها اغلب در غیاب علائم بالینی تشخیص داده شده و ظهور علائم بالینی به ندرت رخ می‌دهد. بنابراین استفاده از واژه بیماری کیست تخمدانی (Cystic ovarian disease)  مناسب به نظر نمی‌رسد و بهتر است از واژه فولیکول‌های تخمدانی کیستیک (follicles  Cystic ovarian) جایگزین شود.

این عارضه با باقیماندن ساختمان یا ساختمان‌های فولکیولی بزرگتر از فولیکول گراف (قطر بیش از 5/2 سانتیمتر) و در غیاب بافت لوتئال به مدت حداقل 10 روز بر روی تخمدان مشخص می‌گردد

(Cook et al., 1990; Hamilton et al.,1995).

 رفتارهای غیر طبیعی فحلی و درجات مختلفی از انستروس (Anestrus) تا فحلی‌های غیر طبیعی مکرر (Nymphomania) و حالت نرینگی همراه با این عارضه مشاهده می‌شود.

روش‌های درمانی برای ایجاد فعالیت طبیعی بافت لوتئال در گاوهای مبتلا و با این امید که متعاقبا فحلی طبیعی ایجاد شود، انجام می‌پذیرد.

در 50 سال اخیر یکی از درمان‌های رایج تجویز hCG بوده است که عمل LH را انجام داده و باعث شکل گیری بافت لوتئال می‌شود.

دردهه اخیر روش جدید درمان با GnRH که باعث آزاد سازی LH از هیپوفیز قدامی می‌شود در گاوهای مبتلا به کیست‌های تخمدانی بکار گرفته شده است.

با استفاده از PGF2α در درمان کیست‌های لوتئال توفیق زیادی به دست ‌آمده است. اینگونه روش درمانی فاصله درمان با مواد لوتئوتروپیک را با شروع فحلی بعدی کاهش داده است.

وقوع کیست‌های تخمدانی بیماری یک ناهنجاری شایع اندوکرینی درگاوهای شیری (به ویژه گاوهای پرتولید) می‌باشد. با این حال محدود به گاو نبوده و در چندین گونه (خوک، خرگوش، موش و گوسفند) تداوم یک یا تعداد بیشتری فولیکول بزرگ روی تخمدان در طی یک دوره از زمان گزارش شده است ولی به ندرت در گاوهای گوشتی و سایر دام‌ها دیده می‌شود.

 

منبع:

Amelia R.Woolums,  Augustin T. Peter, 1994. Cystic ovarian condition in cattle: part I folliculogenesis and ovulation. Compend.contin.educ.pract.vet. 16,7 935-942.

 

Amelia R.Woolums,  Augustin T. Peter, 1994. Cystic ovarian condition in cattle: part II Pathogenesis and treatment. Compend.contin.educ.pract.vet. 16,9 1247-1254

 

 منابع و مطالب بیشتر در این زمینه  قابل دسترس می باشد و می توانید در قسمت نظرات ما را مطلع سازید


دسته بندی :


 

دلایل بروز مشکلات در نژاد هلشتاین

نویسنده : حسین واثقی دودران | تاریخ : 17:1 - دوشنبه نوزدهم خرداد 1393

دلایل بروز مشکلات در نژاد هلشتاین

 

در سال های اخیر کاهش زنده مانی، افزایش تلفات، کاهش میزان باروری و میزان بالای حذف در گله های هلشتاین را شاهد بوده ایم. از طرفی جوانه های نر شیری نیز بازده لاشه و رشد مناسب  کافی  ای ندارند.

یکی از دلایل بروز مشکلات در نژاد هلشتاین، افزایش تولید بدون توجه به سلامت حیوان و نیز افزایش ضریب همخونی است.

امروزه ، 30 درصد از گله های هلشتاین کل جهان از دو گاو نر متولد شده در دهه 1960 در ویرجینیا  به نام های Round Oak Rag Apple Elevation و  Walkway Chief Mark، به وجود آمده اند.

ضریب خویشاوندی (Inbreeding)  با نرخ ثابت 0/1 درصد در سال برای گاوهای هلشتاین در حال افزایش است.  در نتیجه ضرورت بازنگری در گله های هلشتاین کشور با ورود ژن های جدید  ضروری به نظر می رسد.

 عدم توجه به استفاده از ژن های برتر نژادهای گوشتی گاو در صنعت دامپروری کشور برای تولید گوشت قرمز نیز یکی از موضوعات مغفول است. این در حالی است که یکی از مهمترین منابع تولید گوشت قرمز با کیفیت در دنیا، گاو است.

 


دسته بندی :


 

تنش گرمایی به عنوان یکی از عوامل موثر در کاهش بازده تولیدمثل گاوهای شیری

نویسنده : حسین واثقی دودران | تاریخ : 17:0 - دوشنبه نوزدهم خرداد 1393

تنش گرمایی به عنوان یکی از عوامل موثر در کاهش بازده تولیدمثل گاوهای شیری

 

مقدمه

شناخت اثر عوامل مختلف موثر بر بازده تولید مثل در گاوداری ها برای افزایش بازده آن نقش مهمی دارد .

عوامل متعدد محیطی مانند دما، تابش نور آفتاب، رطوبت نسبی هوا، نزولات جوی، باد و تهویه در عملکرد تولیدی دام ها تاثر زیادی داشته و خصوصیات تطابق نژادها به شرایط مختلف محیطی متفاوت است. تنش حرارتي دما و رطوبت نسبی بالا از جمله تنش هاي محيطي موثر بر عملكرد توليدي دام ها مي باشد. گاوهاي شيري به تنش حرارتي حساس بوده و در حال حاضر اين تنش يكی از مشکلات پرورش گاوشيري در مناطق گرمسيري و نيمه گرمسيري مي باشد .

گاوهای اصیل نژاد هلشتاین که دام عمده گاوداری های صنعتی شیری کشور می باشد، به تنش گرمایی حساس می باشند. در گاو شیری نژاد هلشتاين دماي مناسب فعاليت 5 تا 25 درجه سانتيگراد بوده در دماي بالاتر از اين دامنه كاهش توليد و كيفيت شير، كاهش بازده توليدمثل و بروز مشكلاتي در سلامتي گاوهاي شيري مي گردد. تنش حرارتي منجر به تغييرات فيزيولوژيكي و رفتاري در گاوهاي شيري شده و موفقيت توليد مثل را تحت تاثير قرار مي دهد.

تنش گرمایی باعث آزاد شدنACTH ، تأخیر در تخمک گذاري،  مانع ترشح  ،LH  کورتیزول و کلوکوکورتیکوئیدهاي دیگر میگردد. تنش گرما علاوه بر اینکه بر روي غدد فوق کلیوي تأثیر می گذارد، باعث تأخیر در بلوغ، احتمالاً فحلی هاي خاموش و کوتاه و تأخیر در رشد  جنین می شود )8).

تنش گرمایی باعث عدم توسعه فولیکول گراف، کاهش باروری، کاهش شدت و مدت بروز علایم یا بروز فحلی های خفیف و تاخیر فحلی شده و در نتیجه تعداد روزهای غیر آبستنی گاو و فاصله زایمان افزایش می یابد . در گاوهای شیری تنش گرمایی باعث کاهش بازده تولید مثل در نتیجه تاخیر در اولین فحلی پس از زایمان، افزایش روزهای باز و افزایش تعداد تلقیح برای هر آبستنی می شود . در گرما  روزهای باز طولانی تر و تعداد تلقیح برای هر آبستنی افزایش  می یابد .در تابستان برگشت فحلی پس از تلقیح اول کاهش یافته و تبدیل ائوسیت ها به بلاستوسیت ها و توسعه اولیه جنین و جایگزینی سلول تخم در گرما کاهش می یابد.

دالوند و همكاران 1389 عوامل موثر بر شدت فحلي و تاثير آن بر عملكرد توليدمثل در گاوهاي شيري را بررسي و نتيجه گرفتند كه فصل زايش بر صفات توليد مثلي موثر بوده در زايش بهاره و تلقيح در تابستان تعداد تلقيح براي هر آبستني و طول روزهاي باز افزايش مي يابد.

بی طرف و امانلو 1387 عوامل موثر بر روزهای باز گاو های شیری را مطالعه کرده و نتیجه گرفتند که گاوهایی که در فصل بهار زایمان کرده و نیاز به تلقیح در تابستان دارند، به دلیل تنش گرمایی روزهای باز بیشتری در مقایسه با گاوهای زایش کرده در سایر فصول دارند.

علیرضا نیک منش 1386 خصوصیات تولیدی و تولید مثلی یک گله گاو هلشتاین در منطقه ورامین را بررسی و نتیجه گرفت که نسبت تعداد تلقیح به ارای هر آبستنی در فصل تابستان 1/9 و در زمستان 1/7 بود. تلقیح در ماههای گرم تابستان باعث کاهش بازده تولید مثل می شود.

خدایی مطلق و همكاران 1386 برخی عوامل مؤثر بر عملکرد تولید مثل در گاوداری کشت و صنعت شریف آباد قزوین و شرکت دام وشیر بنیاد جانبازان را مطالعه كرده و نتيجه گرفتند كه فصل بر عملكرد توليدمثلي اثر دارد. در فصل تابستان نعداد تلقيح به ازاي هر آبستني 2/15 و در زمستان 1/8 بوده و بازده توليد مثل در تابستان به دليل تنش گرمايي پايين تر از فصل زمستان بود.

 

جهت مطالعه بیشتر می توانید به مقالات زیر رجوع نمایید

1 – بدیعی، ح.، نعیمی پور، ی.، فرهنگ فر، ه. و فاطمی، س. 1387.  بررسی عوامل موًثر بر عملکرد تولید مثل گاوهای هلشتاین استان خراسان، سومین کنگره علوم دامی کشور، دانشگاه فردوسي مشهد، صفحه: 1- 572 تا 3- 572  .

2 - بیطرف، م. و امانلو، ح. 1387. تاثیر تنش گرمایی روی طول روزهای باز گاوهای هلشتاین در استان یزد، مجموعه مقالات سومین کنگره علوم دامی کشور، دانشگاه فردوسي مشهد، صفحه: 1-85 تا 3-85.

3  - دالوند، م.، معيني، م. و بيرانوند، م. 1386. بررسي عوامل موثر بر شدت فحلي و تاثير آن بر عملكرد توليدمثل در گاوهاي شيري. مجموعه مقالات چهارمين كنگره علوم دامي ايران، صفحه: 3764 – 3761.

4  - خدایی مطلق، م.، ز. روحانی، ا.  ارع شحنه، م. مرادی شهر بابک. 1386 .تعیین برخی عوامل مؤثر بر عملکرد تولید مثل در گاوداری کشت و صنعت شریف آباد قزوین و شرکت دام وشیر بنیاد جانبازان،  دومین کنگره علوم دام و آبزیان کشور، موسسه تحقیقات علوم دامی، صفحه: 1508-1506.

5 – ضميري، م. 1374. فيزيولوژي توليدمثل، ترجمه، انتشارات دانشگاه شيراز، 448 صفحه.

 

6 - قرباني، غ. 1381. ناهنجاريهاي متابوليك در گاو، انتشارات جهاد دانشگاهي صنعتي اصفهان، 262 صفحه. 

7 - نیک منش، ع. 1386. بررسی خصوصیات تولید مثل یک گله گاو هلشتاین در منطقه ورامین، مجموعه مقالات دومین کنگره علوم دام و آبزیان کشور، موسسه تحقیقات علوم دامی، صفحه: 1854 – 1850.

8 - هاشمی،م. حسنی، س. 1375. فيزیولوژي تولید مثل و تولید مثل کاربردي در حیوانات اهلی، فرهنگ جامع، 439 صفحه.

9. Al-Katanani, Y. M., Paula-Lopes. F. F. and Hansen, P. J. 2002. Effect of season and exposure to heat stress on oocyte competence in holstein cows, J. Dairy Sci., 85:244–251.

10. AL-Katanani, Y. M.,  Webb, D. W. and Hansen, P. J., 1999. Factors affecting seasonal variation in 90-day nonreturn rate to first service in lactating holstein cows in a hot climate, J. Dairy Sci., 82:2611–2616.

11. Jordan, E. R. 2003. Effects of heat stress on reproduction. J. Dairy Sci., 86: (E. Supple.): E104-E114.

12. Fuquay, J. W. 1981. Heat stress as it affects animal production, J. Anim. Sci., 52:169 – 174.

13. Lewis, G. S., Thtcher, V. W., Bliss, F. L., Drost, M. and Collier, R. J. 1984. Effects heat stress during pregnancy on postpartum productive changes in holestein cows, J. Anim. Sci., 58: 179 – 186.

12. Wilson, S. J., Marion, R. S., Spain, J. N., Spiers, D. E. Keisler, D. H. and Lucy, M. C. 1668. Effects of controlled heat stress on ovarian function of dairy cattle. J. Dairy Sci., 81:2124–2131.


دسته بندی :


 

پروتئازهای ميکروبی به‌عنوان افزودنی‌های خوراکی جديد در تغذيه‌ی طيور

نویسنده : حسین واثقی دودران | تاریخ : 15:57 - دوشنبه نوزدهم خرداد 1393

پروتئازهای ميکروبی به‌عنوان افزودنی‌های خوراکی جديد در تغذيه‌ی طيور

خلاصه

علی‌رغم يک سيستم آنزيمی، قابليت هضم ظاهری پروتئين و اسيدهای‌آمينه به‌صورت جداگانه در ايلئوم جوجه‌های گوشتی معمولا 85- 80% است و بنابراين هنگامی که با ديگر مواد مغذی ازقبيل نشاسته و چربی مقايسه می‌شود، کم بازده‌تر است. برای اينکه قابليت هضم پروتئين را افزايش دهيم و عملکرد رشد را افزایش دهيم ترکيبی از دو اسيد مشتق‌شده از پروتوزوآ شامل آسپرژيلوس نايجر و ريزوپوريزوپودی‌فرميس در جوجه‌های گوشتی بيش از 30 سال است که مورد بررسی قرار گرفته است. برخی از اثرات مفيد در قسمت مروری بر ادبيات موضوع بيان شده است اما به دلايل مختلفی اين ترکيب آنزيمی هرگز به‌عنوان يک افزودنی خوراکی در جيره‌ی کاربردی استفاده نشده است. بعدتر تلاش‌های آزمايشگاهی استفاده‌ی احتمالی از پروتوزوآهای ميکروبی را برای پيش‌تيمار کردن کنجاله‌ی سويا به منظور بهبود ارزش تغذيه‌ای آن برای طيور مورد ارزيابی قرار دادند. اخيرا بيان شده است که چندين فرآورده‌ی آنزيمی خام که شامل فعاليت پروتوزوآيی بوده و اثرات مفيدشان بر عملکرد جوجه‌های گوشتی مفروض شده است. به‌عنوان آخرين ابداع پروتوزوآ به‌صورت يک سويه‌ی تغيير يافته‌ی ژنتيکی باسيلوس ليکنيفورميس توسعه يافت و به‌عنوان افزودنی خوراکی وارد بازار شد. شواهد آزمايشی قوی وجود دارد که نشان می‌دهد اين پروتوزوآی خاص هنگامی که هم در ایلئوم و هم در کل دستگاه گوارش اندازه‌گيری می‌شود قادر به افزايش قابليت هضم ظاهری پروتئين و اسيدهای‌آمينه در جيره‌ی طيور گوشتی است. اين قبيل بهبود در استفاده از پروتئين ممکن است به صنعت طيور اجازه دهد که سطوح پروتئين جيره‌ای را کاهش دهد بدون آن‌که عملکرد را تحت تاثير قرار دهد.

مقدمه  

هضم پروتئين در طيور از طريق سيستم آنزيمی پروتئولايتيک در دستگاه گوارش کامل می‌شود که شامل پپسين، تريپسين، کيموتريپسين، الاستاز همانند آمينوپپتيدازها و کربوکسی‌پپتيدازها است. برخلاف اين کمپلکس آنزيمی قابليت هضم ظاهری ايلئومی پروتئين جيره و تک‌تک اسيدهای‌آمينه در جوجه‌های گوشتی معمولا 85-80% است و بنابراين هنگامی که با ديگر مواد مغذی نظير نشاسته و چربی مقايسه می‌شود، کم‌بازده‌تر است. هدف اين مقاله مرور بر اين موضوع با توجه به استفاده‌ی احتمالی از پروتوزوآهای ميکروبی در تغذيه‌ی طیور است تا قابليت هضم پروتئين و اسيدهای‌آمينه و ارزش غذايی اجزای خوراکی مختلف را بهبود دهد.

 

بقیه در ادامه مطلب


دسته بندی :


 

آخرین مطالب

» Model comparisons and genetic parameters estimates of growth traits in Baluchi sheep ( سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 )
» اصلاح نژاد دام سبک (نژاد رومانف) ( یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 )
» تلقيـح در زمان ثابت ( شنبه چهارم مرداد 1393 )
» هورمون eCG و اثرات آن روی فاکتورهای تولید مثلی بز ( شنبه چهارم مرداد 1393 )
» ژن کانديدا ( دوشنبه سی ام تیر 1393 )
» Association of pituitary specific transcription factor-1 (POU1F1) gene polymorphism with growth and ( دوشنبه سی ام تیر 1393 )
» ELISA ( شنبه بیست و هشتم تیر 1393 )
» الکتروفورز ( شنبه بیست و هشتم تیر 1393 )
» چربی­ ها و تاثیرگذاری آن‌ها بر عملکرد تولید مثلی ( شنبه بیست و هشتم تیر 1393 )
» بررسی بیوانفورماتیکی ساختار پروتئین ( پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 )
» مطالعات پویش کل ژنومی ( GWAS) ( پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 )
» منابع پروتئینی و لیزین و منتیونین در تغدیه گاو ( دوشنبه نهم تیر 1393 )